Archive for مارس, 2006
مارس 16, 2006
چه بی تو تنهام.. دلم برای مهربونیت تنگ شده:(( یادته 942122 بینشون حتی خط فاصله هم نبود.. پرهامم بغض داره خفه ام می کنه:(( پرهام من عشق من همه’ زندگیم تویی.. فدای اون شکل ماهت بشم.. یادت که می افتم اشکام بی اختیار میان پایین:(( می دونم که ناراحتی.. غم داری.. غصه داری.. منم دارم باور کن که بدون تو هیچم.. باور کن که بینهایت دوستت دارم.. کاشکی بودی.. دلم گرفته فقط هم تو رو می خواد:((
ارسال شده در شخصی | No Comments »
مارس 12, 2006
ساعت طرفهای 6:30 بود که با چشای بسته خودمو تا دم دستشویی رسوندمو یکی از سخت ترین کارهای دنیارو که همون شستن صورت با آب سرد تو اون وضعیته با بدبختی انجام دادم. نونی و پنیری و یه لیوان شیری.شلوارمو بالا کشیدمو چون هوا سرد بود چند صفحه رو هم پوشیدم که قشنگ میتونستین لباسامو ورق بزنین.از دور یه نگاهی به کتاب مضخرف( یا به قول بعضی از دوستان مزخرف) آیین نامه کردمو چون لجم گرفته بود برنداشتمش آخه بار سومم بود که امتحان میدادم و از آخرین بار که هفته پیش بود لج کردم نخوندم چیزی.ضبط و سوئیچ رو برداشتمو زدم بیرون …ماشینو روشن کردمو رفتم سمت آموزشگاه تو دلمم میخندیدم به اون شعار استعمال دخانیات هنگام رانندگی ممنوع.جلوی در آموزشگاه یه پارک دوبل تمیز بعدش سوئیج به دست با پرونده مچاله تو آموزشگاه، زیاد نبودن نفر دوم سوم بودم نشستم یه گوشه و کم کم داشت شلوغ میشد یک ربع به 8 بود که منشی گفت خوب پرونده هاتون با شناسنامه هاتونو بدین،لعنتی شناسنامه یادم رفت … انقدر لعنتی ها آدمو میبرن و میارن که واسه آدم حواس نمیزارن .- آقا شناسنامم یادم رفته کارت ملی میشه؟- نه - آقا کارت دانشجویی میشه؟- نه نمیشه- کارت کتابخونه چی؟- نه خیر عزیزم فقط شناسنامه- فتوکپی شناسنامم که رو پرونده هست میشه اون باشه بقیه کارتارو هم بذارم روش این همه راه نرم؟- نه سرهنگ فقط اصل شناسنامه رو قبول میکنهتو دلم : تف به گور پدر اون سرهنگ( نه گفتن اون یارو که انگار طلبکاره و با نوکرش حرف میزنه بماند، فاکتور گرفتم)خوب به ساعت 8 که نمیرسیدم میخوردم به ساعت 9دوباره هلک هلک خونه و شناسنامه و پارک دوبل جلو آموزشگاه و روزنامه همشهری و تو آموزشگاه مشغول جدول حل کردن ..دوباره تو سالن داشت پر میشد از دختر پسرایی که منتظر بودن قبلیا بیان بیرون و برن امتحان بدن، تند تند کتاب و ورق میزدنو وز وز میکردنتوشون قیافه های آشنا زیاد بود( از امتحانای قبلی)بالاخره امتحان سری قبل که من بهش نرسیدم تموم شد و دونه دونه اومدن بیرونبا لبو لوچه آویزون …یکی، دوتا، سه تا … ده تا … چندتا غلط داشتی؟5 تا12 تا5 تا18 تا….بغل دستم یه زنه نشسته بود که انگار دخترش اون تو بوداین پسرا هی میومدن بیرون و میگفتن رداینم هی میخندید و مسخره میکردتا نوبت دختر خودش شد که اومد و گفت 6 تامامانش که معلوم بود عصبیه و خیلی خیط شده عر میزدو میگفت آفرین دخترم تو که هیچی نخوندی 6 تا همه 10 تا و 12 تا بودن قربونت برمخلاصه از اون بیست نفر 2 نفر مهر قبولی و گرفتن و پیروز مندانه رفتن که برن سر خیابون محل امتحان شهرنوبت ما شددخترا اینور پسرا اونورسرهنگ که مثه برج زهرمار بود گفت:پاسخ نامه هاتونو برعکس کنید پشتش اینی که میگم بنویسین امضا کنین.استعمال دخانیات به هنگام رانندگی ممنوع است .خوش خط نوشتمو امضا کردمپای تخته یه مشت اراجیف نوشت و گفت از چپ به راست ، کامل پر میکنین، ضرب در ، نقطه، علامت سوال باطلهرو سوالا علامت بزنین امتحانتون باطله و سوالارو پخش کردنکه سوالاش همش علامت داشتمن نمیفهمم ما ایرانیا چرا اینجوری هستیمآخه بابا میخوای علامتم بزنی بغل جواب درست بزن، مرض داری مگه اشتباهرو تیک میزنیخلاصه من که از امتحانای قبلی تجربه کافی رو اندوخته بودم شروع کردمو هر جا شک داشتم مسخره ترین و …..شعر ترین جوابو انتخاب کردمو پاسخ نامه رو دادیم رفت .. پیام بازرگانی:سوال:در مورد تصویر زیر کدام درست است؟ 1.عبور دوچرخه ممنوع2.عبور دوچرخه سوار ممنوع3.توقف کامیون ممنوع4.استعمال دخانیات ممنوعپیام آموزشی: اصلا یک لحظه هم فکر نکنید خوب دوچرخه که بدون سوار خودش عبور نمیکنه پس گزینه 2 درستهبدون معطلی 1 رو انتخاب کنید سوال: هنگام روشن کردن ماشین کدام گزینه را انجام میدهید؟ 1. سوئیچ را در جهت عقربه های ساعت میچرخانیم و ماشین را روشن میکنیم.2. تلفن همراه خود را خاموش میکنیم یا در حالت بی صدا قرار میدهیم که هنگام رانندگی حواسمان پرت نشود.3. دکمه بخاری را تا ته میچرخانیم تا ماشین زودتر گرم شود.4. دسته دنده را کنترل میکنیم تا اطمینان حاصل کنیم که دنده در حالت خلاص قرار داشته باشد. پیام آموزشی: اصلا یک لحظه هم فکر نکنید که گزینه 4 درست است و اول باید دنده رو چک کنین که یه وقت روشن میکنین ماشینو 6 متر نپره جلو .. کاری به این حرفا نداشته باشین گزینه 1 صحیح است. بعد از 2 ساعت و با کلی عشوه و ناز جناب سرهنگ، بالاخره نوبت پاسخ نامه من شد و با چشمک منشی که بالاسر سرهنگ وایستاده بود و شیفته من و زلفام شده بود فهمیدم که بالاخره قبول شدم.تو دلم به خودمو روشم تبریک گفتم. یه چیزایی امضا کردیمو انگشت زدیم و مغرورانه از کلاس اومدیم بیرون.از در کلاس که بیرون اومدم اولین نفری که مشتاقانه پرسید چی شد مربیم بود که فکر میکرد اون بوده که به من رانندگی یاد داده و تو 10 جلسه راننده نید فور اسپید تحوبل جامعه داده، اینم بگم که یه مرد 50،60 ساله قد کوتاه زشت بود که منو یاد راننده های خط شوش- ورامین مینداخت و خیلی هم هیز و چشم چرون بود و چند دفعه ای هم تا مرز اخراج ازونجا پیش رفته بود چون هنرآموزهای دخترشو دست مالی میکرد و یکبار که دستشو گذاشته بود لای پای یه دختری داد و بیداد شده بود و کار به جاهای باریک کشیده بود.اما من دوسش داشتم باحال بود، کلی خوشحال شد و سفارش کرد:اصلا هول نشو، افسرش یه خانومیه دوستمم هست قبول میشی، میری اونجا قاطی دخترا وانستا، هی میگن افسرش فلانه، کلاچش پایینه، روحیت و خراب میکنن . استرس نداشته باش.حالا من به چه زبونی بگم استرس ندارم. خلاصه باهم از پله ها اومدیم پایین و دمه در که رسیدیم دزگیرو زدم و گفت زکی. نبینتت یه وقت که ماشین اوردی لج میکنه. خلاصه جونم واستون بگه سیگارو آتیش کردمو چندتا از پسرا رو که قبول شده بودن سوار کردمو بردم سر محل امتحان شهر… 4،5 تا دختر پسر ایستاده بودن اونجا و از سرما میلرزیدن و با حسرت مارو نگاه میکردنخلاصه ماشین درب و داغون با خانم افسر سر رسیدو اسمارو صدا کردسری سوم نوبت ما بود3تا پسر سوار شدیماولی موقع پارک دوبل صاف رقت تو باغچه پیاده رو افسر گفت پیاده شوپسره که خیلی ادعاش میشد رنگش مثه لبو قرمز خیس عرق، التماس میکرد که یه فرصت دیکه بدیدکار به جایی رسیده بود بازوی افسرو گرفته بود و التماس میکرد که ننویسه ردافسره هم شاکی شد که مامانت که نیستم اینجوری دست بهم میزنی افسر راهنمایی و رانندگیم برو پاییننفر بعد یه آقای دکتری بود غوز کرده نشست و با کلی فشار و زحمت ماشینو راه انداختمورچه ای میرفتیم جلو، افسره داد میزد آقای محترم گاز بده … بعد یهو فهمید اصلا ترمز دستی رو کامل نداده پایین خلاصه مثه گاری داشتیم میرفتیم با دنده 2 ده تا، یک پارک دوبل کرد که مثه قبلی نرفت تو جدول ولی نصف ماشین بیرون بود که گفتم رد شد اما دیدم نه بابا کار به دور 2 فرمونم کشید و با چه افتضاحی یه دورم زدو افسر با یکم ناز قبولش کردمن و میگی اینو دیدم گفتم بابا قبولم من، من که ازین کلنگ تر نیستم.نوبت من شد و باخونسردی نشستم و با اینکه ماشین واقعا کلاج نداشت راحت راه افتادمو یه پارک دوبل قشنگ و یه دور 2 فرمون نانازو حالا تو همه این ماجرا ها هی واسه راهنما زدن تذکر میداد منم میگفتم آخه کوچه خالی راهنما نمیخواد که . رسیدیم به محل استقرار سایر داوطلبان عزیز که گفت خیلی بی دقتی ردت میکنمحالا من که فکر کردم شوخی میکنه کم کم دیدم نه جدیه واقعاگفت خیلی بی دقتی و ازین جور چیزا گفتم بابا از اون دوستمون که ماشینو نمیتونست راه ببره و قبول شد که بهتر بودم … خلاصه التماس و توروخدا و این حرفا که نوشت: در آزمون شهر است .گفت پیاده شو بزار ببینم چیکار میخوام بکنم .پیاده شدم و با گردن کج که خیلی خودمو کنترل میکردم که نخندم بالاسرش ایستادم، بقیه هم هجوم اوردنداد زد فریدنیان با صدای ضعیف مثل بچه بدبختا با نیش باز گفتم بله خانمگفت چه ترسیده مودب هم ایستاده ردت باید بکنم.خیلی مودبانه کنم خانوم هرجی شما دستور بدید همونه. که تو جای خای نوشت قبولبعدم گفت ولی باید بری آموزشگاه 4 جلسه بگیری تمرین کنی میپرسما گفتم چشم خانومنامه مارو داد دستمونو مشغول خوندن اسم نفرای بعدی بود که ماشین بغل ماشینش نگه داشتمو گفتم خانوم شما دستور دادید من هم تمرین رو از همین حالا شروع کردم.. و برای همیشه از شر این گواهینامه که 2 ماه مارو مسخره خودش کرده بود راحت شدم. ******************************************** تیتراژ پایان : چه خوب بود که یک سیستم صحیح تر برای دادن گواهینامه وجود داشت.نه این سیستم لنگ که آموزشش، آزمونش همه چیش مشکل دارهبا طرح سوالهای مسخره و اشتباه و منحرف کننده چندین بار مردم رو میکشونن و هزار تومن هزار تومن جمع میکنن و در امتحان شهر که خیلی مهمه کیلویی ملت رو رد یا قبول میکنن و نتیجش رو تو خیابون ها میبینیم.طرح اینترنتی و الکترونیکی کردن آموزشگاه ها که سال گذشته مطرح کردم و مسئولین بهش خندیدن و با شکست روبرو شد امروز میتونست خیلی مفید باشه.کلاسهای مجازی که آموزشگاه ها میتوانند برگزار کنند، آزمونهای آزمایشی آیین نامه از طریق اینترنت، در اختیار گذاشتن کتاب الکترونیکی مقررات راهنمایی برای کاربرها و خیلی چیزاهای دیگه …این هم مثل خیلی چیزای دیگه تو مملکتمون داره میلنگهشما چی فکر میکنید؟
ارسال شده در آرشیو قدیمی من مثل هیچکس | No Comments »
مارس 12, 2006
آیا شما هم جز آن دسته از افرادی هستید که به خاطر خجالتی بودنتان فرصت های طلایی زندگیتان را از دست میدید؟قبل از آنکه وارد داروخانه شوید با خودتون کلنجار میرینو دعا میکنین فروشندش آقا باشه٬ یا اصلا نمیدونین چی بگین٬ چه جوری بگین؟!!دیگر نگران نباشید٬ فن آوری اطلاعات در دنیای امروز شما رو راحت کرده٬ بله هرجای ایران که هستید دیگر نگران نباشید فروشگاه الکترونیکی سلامت راهیست بسوی ….اشتباه نکنید این یک آگهی تبلیعاتی نیست. به خاطر خصوصیتی که دارید شرمگین هم نشوید برای هرکسی ممکنه پیش بیاد٬ نشانه نجابت شماست٬ فراموش نکنید که شما یک ایرانی نجیب هستید.اما اگر از مامور پست هم که بستتونو تحویل میده خجالت میکشید من دیگه راه حلی سراغ ندارم.اما مطمئن باشین٬ این مثله خیلی از کارها اولش سخته٬ باور کنید. شما چی فکر میکنید؟پ.ن: میتوانید نقد شایان رو در مورد طراحی این فروشگاه مطالعه کنید که برای دوستان علاقه مند میتونه خیلی مفید باشه.پ.ن:دوستی در بالاترین انتقاد کردند که این سایت رو تبلیغ کردم اما من فقط قصد معرفی داشتم چون برام جالب بود البته لطفا خرید میکنید پورسانت ما فراموش نشه پ.ن:کیفیت کار فروشگاه٬ نحوه بسته بندی و چگونگی تحویل محصولات رو در این فروشگاه وقتی خریدهای خودم اومد براتون شرح میدم
ارسال شده در آرشیو قدیمی من مثل هیچکس | No Comments »