Archive for آگوست, 2007

آگوست 30, 2007

بعد از مسدود شدن وبلاگ قدیمی ام در بلاگفا سوالاتی برای بعضی از دوستان پیش اومد که در این پست توضیح میدم و پرونده این ماجرا رو با هم میبندیم و شما بمونید و بلاگفا

روزی از طرفداران پر و پا قرص بلاگفا بودم. سادگی اون رو دوست داشتم و معتقد بودم جا برای پیشرفت زیاد داره. از روی دلسوزی انتقاداتی میکردم و پیشنهاداتی میدادم که مدیریت محترم بلاگفا لطف داشتن و مطالبم رو میخوندن و بیشتر اوقات هم در قسمت نظرات پاسخگو بودند.

اولین مطلبم در مورد بلاگفا که در بالاترین پست شد عنوانش بود بلاگفا کمیت یا کیفیت که لینکش در بالاترین

https://balatarin.com/permlink/2007/1/19/1014679

و اینجا در کش گوگل

پس از مدتی ایمیلی از مدیریت محترم بلاگفا دریافت کردم که اگه مابل به همکاری هستم در ایمیلی پاسخ بدم و من هم با کمال میل قبول کردم و خوشحال بودم که در سایت محبوبم کاری انجام بدم.

کاربری توسط دوست خوبم شیرازی در دو وبلاگ زیر مجموعه بلاگفا : وبلاگها و مجله بلاگفا برام ایجاد که در هر کدوم یک پست گذاشتم که لینکشون در اینجا هست و متن مقاله ای که نوشته بودم و در مجله بلاگفا گذاشتم که الان کاربریم پاک شده و متن مقاله که هست اما بدون نام نویسنده( که این هم برام جالبه خیلی):

http://www.weblogs.blogfa.com/post-192.aspx

http://journal.blogfa.com/post-42.aspx

خوب همه چیز خوب پیش میرفت تا زمانیکه انتقادها به بلاگفا بیشتر شد

هر روز پیغام خطا، مشکلات خسته کننده در قسمت نظرات، خاموشی های چند روزه و ….

درگیری لفظی مودبانه من و شیرازی عزیز از اینجا شروع شد:

https://balatarin.com/permlink/2007/6/8/1068814

البته در قسمت نظرات که لحن صحبت ایشون برام خیلی عجیب بود و جا خوردم خیلی

پیش ازین پیشنهاداتی نوشته بودم که ان لینکش در بالاترین و عنوان ای کاش هایی برای بلاگفا رو در کش گوگل بخوانید:

https://balatarin.com/permlink/2007/6/4/1066932

بعد از اون لینک در بالاترین بحثها در بخش نظراتش حسابهام در دو وبلاگ بلاگفا حذف شد  باز هم میگم خیلی خوبه که اگه نویسنده ای رو حذف میکنیم نوشته اش رو هم حذف کنیم نه اینکه از مقاله ای که نوشته استفاده کنیم.

بعد ازین https://balatarin.com/permlink/2007/6/11/1070816 را نوشتم که در کش گوگل هیجوقت اعتراض نکنید رو بخونید و بعد تصمیم گرفتم به خاطر رفتار عجیب غریب مدیر محترم به وررد پرس مهاجرت کنم که اولین پستم در ورردپرس رو بخونیدمهاجرت و بعد از اون هم حذف وبلاگم در بلاگفا که همون روز دوباره ثبتش کردم و پس از پست خدا بیامرزدت بلاگفا مسدود هم شد.

حقیقتش از حضورم در وردپرس خیلی راضی هستم و خوشحال. بیشتر از این هم نمیخوام راجع به این مسئله حرفی بزنم اما به دوستان پیشنهاد دوستانه میکنم که برای نوشتن مطالبشون سیستم مطمئنی رو انتخاب کنند. بلاگفا و مدیرش خیلی چیز ها رو ثابت کردند که باعث تاسفه و حالا هم میبینیم که خیلی ها ازین مشکلات براشون پیش اومده.

مدیران وب سایتهای ایرانی باید کمی فرهنگ مدیریت وب سایت یاد بگیرند و درک کنند که مسئولیت دارند. وگرنه یه تیک گذاشتن بغل اسم وبلاگ و فشار دادن دکمه حذف که کاری نداره …

شما دوستان باید مطلع باشید که یک وبلاگ س ک س ی یا توهین آمیز مسدود نشده، نگاهی به آمار سایت در وبگذر بیاندازید

وبلاگی مسدود شده که روزانه با اینکه در مدت یک ماه گذشته مطلبی در اون نوشته نشده روزانه 200 بازدید فقط از گوگل داشته که میتونید نگاهی به تعداد کل بازدیدها و آمار های گذشته هم بیاندازید.

شاعر میفرماید

خلایق هر چه لایق

موفق باشید

ای شیرازی شیطون

آگوست 28, 2007

http://anonymous.blogfa.com/

blogfuck.jpg

مدیریت محترم بلاگفا کی میخوای یاد بگیری مشکلات شخصیتو با دیگران اینجوری نمیتوانی حل کنی؟؟!!

حالا اگه میتونی بیا اینجارو مسدود کن.

خدا بیامرزدت بلاگفا

آگوست 27, 2007

 untitled-2.jpg

خوب به سلامتی وبلاگ قدیمیم در بلاگفاک، معذرت میخوام بلاگفا هم حذف شد. خیلی زودتر از اینها آمادگیش رو داشتم خیلی ناراحت نشدم چون از همه نوشته هام بک آپ داشتم اما خوب خیلی برام جالب بود. با اینکه بهم ثابت شده بود دوست عزیزم علیرضا شیرازی خود درگیری هایی داره اما خوب خیلی براش متاسف شدم. در گذشته فکر میکردم حداقل اگر صداقت در کارش نیست و زیاد از حد دچار خودبزرگ بینی شده حداقل دانش فنی داره که خوب چون مورد بحثم نیست راجع به امکانات جدید و تحولات تخیلی و امکانات هوشمند خیالی بلاگفا حرفی نمیزنم.

حذف کردن وبلاگم هم برام خیلی اهمیتی نداره و چنین شخصی رو اصلا در اندازه این که بخوام سوالی ازش بکنم و منتظر پاسخی باشم نمیدونم اگر سوالی هست خودتون میتونید از ایشون بپرسید اون هم در مورد خودتون و وبلاگتون. خوشبختانه نمیتوانند بگویند بیکار افتاده بود و اتوماتیک حذف شد چون از شانس بدشان هم لاگ این داشت هم تغییر.

بیشتر از همه برای کاربرهای بلاگفا متاسف شدم. که وبلاگ نویسی رو در سیستمی دنبال میکنند که مدیرانش سنگ دموکراسی و پیشرفت IT و غیره و ذالک رو به سینه میزنند و متاسفانه هیچ بویی از تعهد و احساس مسئولیت نبردند.

میدونین سالهاست که تو پرشین بلاگ نمینویسم. یادم میاد چند ماهی بیشتر نبود که شروع به کار کرده بود  و من مدتی نوشتن رو دراونجا آغاز کردم و سپس به بلاگفا کوچ کردم به خاطر تنوع و سادگیش. اما همیشه یک چیزی برام لذت بخش بوده . اینکه وقتی بعد از سالها یادم اومد که وبلاگی در پرشین بلاگ داشتم و حتی نامش خیلی یادم نبود و گشتمو پیداش کردم و لحظه ای که نوشته های اون سالها جلوی چشم اومد بینهایت برام شیرین بود. سالها گذشته بود و من با شوق نوشته های دوران جوانیام رو میخوندم.

سیستمهای آبگوشتی مثل بلاگفا با رویه ای که مدیرانش در پیش گرفتند به هیچ جایی نمیرسند. و شما هر چند وقت یه دفعه پیام خطا میبینید. چند روز خاموشی میبینید. نظر نمیتوانید بدید. سانسور میشوید. بعد از چند ماه اراجیف سمت راست کنترل پنلتون رو با فونت درشت تر و آیکون های مایکروسافت ویندوز اون وسط براتون تکرار میکنند و میگویند این آب نبات قیچی هوشمنده بیاین بخورین و شما هیجوقت نمیتوانید بگوئید چرا 4 روزه وبلاگها باز نمیشه …

چه میتوان گفت …

باید به کوته فکران لبخند زد، لبخند ملیح …

همین.

قصه از کجا شروع شد:

خداحافظ بلاگفا(بالاترین)

هیچوقت اعتراض نکنید (بالاترین)

برق سرور بلاگفا قطع شده؟ (بالاترین)

ای کاش هایی برای بلاگفا (بالاترین)

فاک

آگوست 27, 2007

حالم خوب نیست

بعد این همه ماجرا

نصفه شبی زیر کردن موتوری و استرس و بد بختی

افکار پریشون خودم که جای دیگه نوشتم

دلقک بازی مرتیکه شیرازی تو بلاگفا که حال آدمو بهم میزنه با اون تغییر و تحول تو سایتش

اه

چقدر بدم

اه گوه بزنن به این بد شانسی

هر چی خورده بودم پرید

بالاترین … احترام، احترام میاورد

آگوست 25, 2007

مدت طولانی است که در مورد شخصی، سایتی، دسته یا گروهی اظهار فضل نکرده ام. حداقل بعد از تغییر وبلاگم.

اما این روزها آب و هوای بالاترین دات کام مساعد برای در افشانیست …

صحبت از توهین مدیران به کاربران و اعتصاب غذا و .. است که البته به نظر من آخرین پست وبلاگ بالاترین بیشتر کودکانه است تا توهین آمیز.

اظهار فضلم را با مختصری در مورد وب 0.2 شروع میکنم:

وب 0.2 یک نوآوری در دنیای وب محسوب میشه که بر خلاف دوران ماموت ها کاربران سایت با مشارکت یکدیگر به انتشار محتویات سایت میپردازند. این مطلقا به این معنی نیست که یک سایت وب 0.2 تمام موفقیت ها و پیشرفتهای خود را مدیون کاربرانش است و مطلقا هم به این معنی نیست که مدال افتخار موفقیت ها تنها بر گردن مجریان و مدیران است.

بالاترین دات کام در سال گذشته موفق بوده، بدون هیچ تردیدی اما کسانیکه کاربران نامشان را خدایان بالاترین گذاشته اند ( که من دلیلش را نمیدانم) نباید فراموش کنند که بالاترین هرچقدر هم که خوب باشد بدون کاربرانش یک کلبه متروکه خواهد بود. با اینحال باید منصف بود. اگر زحمات مدیران و جذابیت های بالاترین نبود امروز این تعداد کاربر که هسته اصلی بالاترین را تشکیل میدهند در سایت حضور نداشتنتد. پس تا به اینجا جاده ما دو طرفه است.

بالاترین اشکالاتی دارد. یک سیستم ایده آل تحت وب حتی المکان باید بدون آقا بالا سر درست کار کند . دلیل  تنشهای این روزهای بالاترین تا حدودی اظهار نظرهای بدون تفکر و احساساتی مدیران بالاترین است. دوستان نباید فراموش کنند که بزرگترین سرمایه اشان کاربران هستند و مخصوصا کابران قدیمی که طی این یکسال همیشه در کنار بالاترین حضور داشته اند.

اگر اشکالی وجود دارد از شما و سیستمتان است. تقلب و تبانی در امتیازات را نمیتوانید به نظرات ربط دهید این مشکل از آغاز فعالیت بالاترین وجود داشت. باید برایش راه حلی بیاندیشید.

بهتر است کمی به سیستم به قول خودتان فوق العاده آسان ارسال نظر بیاندیشید. باید پیش بینی میکردید روزی را که تعداد کامنتها به صورت صعودی و بی رویه افزایش پیدا میکنه مخصوصا در زمانیکه یکنواختی در سایت حاکم شده و تعداد زیادی کاربر با انرژی نجومی و بیکار … و باز قبل از این پیش بینی خیلی خوبه که کلمه نظر یا comment  و هدف و هویت اون رو در یک سایت تعریف کنید. کاربران میتوانند در بخش کامنت ها نظر بدهند و شما خودتان امکان نقل قول گذاشته اید. شما خودتان قاعده ای تعریف کرده اید که کاربر بحت و گفتمان کند.

فراموش نکنید شما در یک سیستم نرم افزاری آنلاین  نمیتوانید بگوئید کاربران در بخش نظرات چه بگویند چه نگویند، بحث کنند یا نکنند، حال همدیگرو بپرسند یا نپرسند، برای بخش نظرات بین خودشان نام محفل یا هر چیز دیگری بگذارند یا نگذارند.  تجسم کنید سیستم های مشابه غربی که برای یک لینکشان 900 کامنت نوشته شده میخواستند مثل شما رفتار کنند.

اصلا هویت کامنت همینه یا باید نباشه یا باید باشه

بهترین راهی که میتونید در پیش بگیرید اینه که خواهش کنید

مثلا:

کاربران عزیز

به دلیل افزایش بی رویه اطلاعات و خارج شدن سایت از سیاست های اصلی از شما عزیزان که همواره همراه بالاترین بوده اید خواهش میکنیم چون بالاترین یک سایت رایگانه در فلان جا ها ملاحظه کنید. خواهش میکنیم برای اینکه بر روی سرور بالاترین فشار بیهوده نیاد برای بحث و گفتگو از سیستمهای چت و کفتگو استفاده کنید تا ما بتوانیم کماکان به شما سرویسی مناسب بدیم چون در صورتیکه حجم اطلاعات به صورت غیر قابل پیش بینی افزایش پیدا کنه ناچار هستیم بر خلاف میل بخش نظرات را محدود کنیم، 4 روزه کنیم، 2 روزه کنیم، پولی کنیم یا اصلا برداریم.

در انتها هم باز از حضور کاربرانتان که همیشه در کنارتون هستند تشکر کنید. و مطمئن باشید کاربران هم به خاطر احترامیکه براشون قائل شدید قدردان شما خواهند بود و شما رو یاری میکنند و شما بالاتر میروید.

همین

 

پی نوشت: مطالب فوق در مورد کاربران هم صدق میکنه. هر سایتی هدف و سیاستی داره . بله ما کاربران خیلی دوست داریم که همه امکانات در سایت مورد علاقه امان جمع بشه اما باید کمی واقع بین باشیم و مطمئن باشیم که مجریان سایت بیش تر از ما دوست دارند که به سایتشون گزینه های مورد علاقه کاربران رو اضافه کنند. اگر اضافه کردن بعضی امکانات در توان مدیران نیست مثل خیلی از سایتهای بزرگ دنیا ما خودمون میتونیم از امکانات سایت های جانبی استفاده کنیم و نقص های موجود رو به طریقی پر کنیم.

Last cigarette

آگوست 22, 2007

last-cigarette1.jpg

من گم شدم

آگوست 19, 2007

حتی دستهای من هم بوی تو را گرفته اند

میبینی؟

انقدر نبودی

که حتی من هم دیگر نیستم

که حتی بودن هم فایده ای ندارد

معنایی ندارد

میروم ازین دیار

تو هم برو

راه ما از اول هم یکی نبود

ما؟

چه کلمه غریب و بی معنی ای

زندگی این روزها را دیده ای؟

همه چیز غریب است برایم

حتی تو

برای منی که روزی تنها ترین مردگان بودم

غریبه بودی

غریبه ای که سخت شناختمش

و اشتباه

زندگی این روزها را دیده ای؟

حال که فکر میکنم میبینیم اون روزها مزه خوبی نمیدادند

این روزها اند که بد مزه اند

این روزها

در نبودن هایم گمت میکنم

حالا هم من گم شدم

هم تو

و گم شده های ما

چون دیوانگان در باد پرسه میزنند

و تا ابد با هم میمانند

در رویای یکدیگر

زندگی

آگوست 14, 2007

زندگی آنچه زیسته ایم نیست

بلکه چیزیست که به یاد میاوریم

تا روایتش کنیم .

                           گابریل گارسیا مارکز

پروژه 6

آگوست 13, 2007

سلام، خیلی خسته  کلافه هستم، وضعیت روحیم هم خیلی خوب نیست شده غوز بالا غوز

کار برای من یکی که به جاهایی داره میرسه که بعضی وفتها میگم عجب غلطی کردما، اما وقتی مشکلات حل میشه آدم خستگی یادش میره.

با اینکه هنوز سایت خیلی کار داره و هسته مرکزیش هنوز آماده نیست اما من سخت مشغول گرافیک سایت هستم.

امروز pagination صفحات رو درست کردم و با همه دردسرهایی که زبان فارسی اینجور مواقع برای آدم ایجاد میکنه بالاخره تموم شد

option بعدی که چند روز بود داشتم باهاش سرو کله میزدم تا کار کنه راهنمای سریع یا به زبان خارجی  Fast Help سایت بود که اون هم امشب با موفقیت انجام شد.

پروژه5

آگوست 9, 2007

ساعات سخت و خسته کننده ایه

کارم خیلی کند پیش میره

تو یکی از گردن کلفت ترین صفحه های سایت که پروفایل کاربر باشه دارم مثله مورچه جلو میرم

خیلی سخت نیست بیشتر زیاد و کسل کننده است، آدم به جایی میرسه که باید یکم نفس بکشه و اطرافشو نگاه کنه و همه چیز رو تار ببینه

قبلا چقدر راحت بودیما ….. 4 تا table میذاشتیم توشو پر میکردیم و خلاص

حالا دونه دونه بشین کد بنویس دونه دونه کلاس تعریف کن

وحشتناکه …..

تقریبا نصف صفحه کامل شده و دیگه نفسم بالا نمیومد گفتم کمی استراحت کنم.

بهترم هست فعلا به مشکلی که با فایرفاکس دارم سر جاوا اسکریپت ها فکر نکنم چون اعصابم میریزه بهم

شایدم الان به جای ادامه دادن گیر بدم تا مشکلش رو پیدا کنم و بعد دوباره شروع کنم

تا ببینیم چی میشه …