آب میدهیم، بمب میگیریم

By پرهام

اگر کمی دقت کنیم میبینیم ما ملت ایران مثل قایق سواران بی پارویی هستیم که که بی کس و کار در دریایی بی رحم بالا و پایین و چپ و راست میرویم … دستانمان نیروی جهت دادن به قایق و حرکت در مسیر دل خواه را ندارند. کمی که به این سالها فکر کنیم میبینیم به هر طرف که دلشان خواست ما را فوت کردند. شاید کسی باور نکند چگونه یک رئیس جمهور نیم وجبی انقدر جون فوت کردن میتواند داشته باشد …

حالا پوتین ( همان پوتین که به قول نبوی اگر آدام بود اسم خودشو اسم کفش نمیذاشت)در تهران و ما در قایقمان سینه میزنیم …

میتیرسیم مبادا دریای کاسپین برود و جایش اتم کار بگذارند. ما به دنبال منافع ملی امان هستیم، دست پا میزنیم تا هویتمان را سفت بگیریم ، فریاد میزنیم تخت جمشید را دریابید، داد میزنیم مرتیکه نگو خلیج عرب، بگو خلیج فارس ، برای روشنفکران در بندمان اشک میریزیم و خوب میدانیم که تصمیم گیرندگان منافع خود را چنگ میزنند …

آخر اینها آب میخواهند چکار، این ها برای بقا تنفس میکنند، به دنبال چکشی سنگین تر برای کوبیدن و محکم کردن میخ خودشان هستند.

اشتباه نکنید!! تنها ایران فروشی نمیکنند، سرمایه هایمان را به باد نمیدهند، ایران ما خیلی وقت است که فروخته شده است، هر یک ثانیه حضور این عمامه به سرها ظلم به منافع ملی است، ظلم به نام ایران و ایرانیست …. هویت ایرانی خیلی وقت است که رنگ باخته است ..

حالا کشورهایی که اندازه شاه عبدالعظیم ما نیستند میگویند ایرانی اخ …

دریاچه میخواهد چکار اینها، ابزاری میخواهند که جای پایشان محکم تر شود، ابزاری میخواهند که دیگر اسرائیل بیش ازین نتواند قد قد کند … بتوانند به رگهای یاران امام زمان خون تزریق کنند …

و ما بی آنکه خود بخواهیم در جبرشان این ور و آن ور میرویم …

همیشه از ماست که بر ماست

امروز برای دیروز

فردا برای امروز …..

برچسب‌ها:

يك پاسخ برايش بگذاريد