امشب بعد از این همه سال زندگی به یک نتیجه مهم رسیدم که تا این روز این قدر جدی نبود
آره فهمیدم که شدیدا سرمایی هستم …
هوا سرده
همه جا ساکت
و استخونهای پام از سرما تیر میکشه
و من هنوز امیدوار …
اما سرما رو دوست ندارم …
امشب بعد از این همه سال زندگی به یک نتیجه مهم رسیدم که تا این روز این قدر جدی نبود
آره فهمیدم که شدیدا سرمایی هستم …
هوا سرده
همه جا ساکت
و استخونهای پام از سرما تیر میکشه
و من هنوز امیدوار …
اما سرما رو دوست ندارم …
نوامبر 3, 2007 در t 11:53 ق.ظ |
سرما، سرما، سرما…!
دست های من هم حالی بهتر از پاهای تو ندارن…!