همیشه فکر میکردم که آدم بسیار قوی برای ترک عاداتم هستم و کاری نیست که یخوام و نتونم که انجام بدم … همیشه (6 سال) سیگار میکشیدم و میگفتم هروقت بخوام میذارمش کنار اما حقیقتا چند باری که خواستم خودم رو امتحان کنم عملا نشد. شاید بخاطر اینکه با خودم میگفتم حالا که چی بشه … بکش بابا …
یا هر وقت تجسم میکردم که دیگه لبم به سیگار عزیزم نمیخوره پر از استرس میشدم و بی خیال میشدم که مطمئنا سیگاری ها میدونن چی میگم چون بزرگترین کابوس یک سیگاری موقع ترک سیگار این فکره که دیگه هیچوقت سیگار نکشه …
این روزها شرایطم کمی فرق کرده، مشکلات خیلی مهمی برام پیش اومده که ادامه عشق بازی من و سیگارم خیلی به سلامتی ام ضرر میزنه ….
مقالات زیادی خوندم ، راه های مختلف، برنامه ریزی، ترک تدریجی …
اما من میخوام همچون یک گاو یهو نکشم …
بیایین ساعت این پست رو نگاه کنیم و ببینیم با هم چقدر دووم میارم ..
پس بزن بریم …..
پ.ن : نظرات شما باعث دلگرمی من وشادی روح آن مرحوم خواهد شد
( مخصوصا همه شما دوستای وبلاگنویسی که میشناسینم که رودروایسی با شما خیلی کمک میکنه …..
پ.ن 2: الان که 10 دقیقه ای میشه که سیگار رو ترک کردم یاد یه لطیفه ای افتادم:
از پرهام میپرسن آقا پرهام حالا که شما میخوای سیگاررو ترک کنی الان که یکی کشیدی دیگه نمیکشی؟
پرهام میگه : نه بابا حرف من حرفه الان که یکی کشیدم دیگه رفت ت ت ت ت ت ت ت تا چایی دم بکشه ….
پ.ن 3 : Sedaghat از دوستان بالاترینی به عنوان اولین دلگرمی 1دقیقه قبل گفت:
چطوری دلت میاد سیگار کنار مشروب و سیگار بعد سکس رو کنار بذاری؟
آخرین گزارشات:
* یک ساعت از ترک سیگارم میگذره، با خودم درگیری هایی دارم اما سعی میکنم مهارشون کنم، یکبار وسوسه شدم که یواشکی یه دونه سیگار بکشم ولی اینچا لو ندم اما اینکارو نکردم ….( یک ساعت از 11.30 شب شنبه)
* الان 2 ساعتو نیمه و کم کم میرم که بخوابم … این یک ساعت و نیم دوم خیلی سخت بود، اضطراب شدید داشتم و بارها و بارها ناخودآگاه حتی تا زدن فندک هم پیش رفتم بدون اینکه اصلا یادم باشه قرارم چی بوده…. مخصوصا که یه امشب تازه به علاوه پاکت سیگار خودم یه پاکت هم Captain Black جلومه ، سعی کردم با خوردن میوه و یه کم ماست حواس خودمو پرت کنم … قبل از خواب هم فکر میکنم چند قاشق ماست بخورم …..
* خوب الان 11 ساعت و 34 دقیقه …. که البته چند ساعتیش خواب بودم اما حس میکنم داره سخت تر میشه ماجرا … سعی میکنم خیلی با دقت تغییراتی رو که جسمی و روحی درونم ایجاد میشه زیر نظر بگیرم نه برای اینکه کمکم کنه ها نه … فقط برای کنجکاوی که دقیقا بدونم و بفهمم که چه خبره …
* تو اوج عصبانیت یهدونه کشیدم صبح یه دون هم بعذ ازظهر که روشن کردم نشکیدم جز یه پک
واسه شروع از روزی 25 تا بد نیست .
برچسبها: سیگار

نوامبر 10, 2007 در t 11:38 ب.ظ |
من 36 روزه دووم اوردم!بعد از 15 سال روزي يه پاكت !فقط روز اول سخته دووم بيار!
پرهام : مرسی مرسی مرسی
نوامبر 10, 2007 در t 11:43 ب.ظ |
آخه که چی ؟ چی دارن آدما تو ایران که سیگارم نکشن؟ با اون همه مصیبت. اونا که تو ناز و نعمتن میکشن با اون همه امکانات ، اونا نباید بکشن. تازه میخای ضرر بخودت نزنی لااقل کم بکش. اگر بخوای اصلا نکشی بعد ناهار و شام و صبحانه وقتی یادت میاد چه حالی میداد چکار میکنی؟ بقول دوستمون بعد از مشروب؟بعد سکس؟تازه چی رو میخوای جایگزین کنی هوای کثیف تهران؟ یا نا امنیهای روحی و فکری؟
پرهام : ممنونم فرزاد جان میدونم راست میگی
دقیقا همینطوره خودم هم میدونم
اما من دیگه نمیکشم
نوامبر 10, 2007 در t 11:49 ب.ظ |
من سيگار را ترك كردم البته بعد از اون سيگار لعنتي كه باعث آريتمي قلبم شد و نزديك بود برم اون دنيا ! فقط 3 روز اولش براي من سخت بود. بهترين روش ترك كنار گذاشتن ناگهاني است. خوشحالم كه سيگار رو ترك كردم و خوشحال تررم كه ميتونم به بقيه هم دلگرمي بدم !
پرهام : ممنون مهدا جان
نوامبر 11, 2007 در t 12:34 ق.ظ |
دوست عزیز،
من تجربه شخصیم رو میگم.
شاید خیلی عجیب به نظر بیاد، ولی اگه میخوای سیگار رو ترک کنی، به خاطر خودت این کار رو نکن. برای اینکه بالاخره یه وقتی پیش میاد که اون “خود”، لذت سیگار رو به هر چیز دیگهای ترجیح میده.
خصوصا همون وقتایی که ح.صداقت گفت.
اون موقع میری و یه نخ میگیرونی و همه چی فرو میریزه.
به خاطر یکی دیگه یا یه چیز دیگه این کار رو بکن.
شاید به خاطر دوست دخترت
یا به خاطر زنت
…
البته…
البته…
اونا هم ممکنه تموم شن، ممکنه برن،
ولی یه پیشنهاد دارم که تموم نمیشه.
همیشه هست
و اینقدر هم حضورش قویه که به خیلی چیزا میچربه
حتی به همون چیزایی که ح.صداقت گفت:
“به خاطر دخترت.”
و اگه دختر نداری، به خاطر دختر کوچولوی آینده ت.
همین.
به نظرم هر راه دیگه ای همیشه ممکنه خراب بشه.
پرهام : آرش جان ممنونم ار راهنمایی و وقتی که اینجا گذاشتی اما من اصولا کاری رو برای کسی انجام نمیدم وگرنه انقدر آدمای عزیز بودن که میتونستم به خاطرشون سیگار و بذارم کنار اما نذاشتم اما حالا خودم میخوام که نکشم
نوامبر 11, 2007 در t 12:44 ق.ظ |
میدونم چی میکشی . من هم به درد تو مبتلا بودم . من از دو سال پیش تصمیم گرفتم سیگار رو ترک کنم . رفتم باشگاه بدنسازی ثبت نام کردم . سر امتحانات پایان ترم یکدفعه کنار گذاشتم . یادم نمیره . چه روزایی بود . فشارم بالا پایین میشد . بد اخلاق شده بودم مثل سگ . با هر جون کندنی بود یکی دو ماهی اصلا نکشیدم . باشگاهم رو مرتب میرفتم . رنگ و روم باز شده بود و خوش بو شده بودم و انرژیم به مراتب بیشتر شده بود . البته بعد از اون موقع مشروب خوردن دو سه تایی میکشم ولی کاملا تحت اختیار نگهش داشتم . هر موقع می بینم داره وسوسه ام زیاد میشه دو سه هفته اصلا نمیکشم . تو باید یکدفعه ترک کنی . سوسول بازی و یواش یواش ترک کنم نداره . یکدفعه . و مهمتر اینکه باید به یک مورد بد سیگار خیلی فکر کنی و اون بدی رو بزرگ کنی . من رنگ و روم برام خیلی مهم بود . سیگار لعنتی رنگ و روم رو زرد کرده بود و شدیدا لاغر . تو هم یک آیتم پیدا کن و شدیدا به اون فکر کن . راستی یادم رفت بگم من روز سوم ترک مثل بچه ها گریه میکردم از سر عجز . بدنم میطلبید و من میجنگیدم . پیه همه اینها رو به تنت بمال . برو که موفق باشی
نوامبر 11, 2007 در t 2:01 ق.ظ |
khoshhalam ke bad az in hame sal belakhareh tasmim gerefti tarkesh koni … in kar behtarin karie ke mitonesti vase khodet anjam bedi… vaghean khoshalam Parham
..
نوامبر 11, 2007 در t 2:30 ق.ظ |
ترک سیگار که کار سختی نیست. من خودم تا حالا ده ها بار ترک کردم!
نوامبر 11, 2007 در t 3:25 ق.ظ |
موفق باشی دوست عزیزم
از تنقلات قافل نشو هر چند بعد از مصرف تنقلات یه سیگار حال میده (شوخی)
از این آدامسهای ترک سیگار هم من مصرف کردم – خداییش بد نبوده – البته چسبش رو امتحان نکردم چون گرون بود.
من هم تصمیم دارم ترک کنم – جالبه بدونی روزی 25 تا سیگار میکشم ولی بالاخره ترک میکنم.
بهت قول میدم تو هم میتونی ترک کنی.
موفق باشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
نوامبر 11, 2007 در t 8:22 ق.ظ |
منم که یک زمانی حرفه ای میکشیدم ( هر جند کهحرفهای بودنم بهاندازه تونبوده ) می گفتم اووووووووووه مگه میشه آدم سیگارش رو بذاره کنار ، بماند که مدتها از ترس اینکه نتونم بذارمش کنار نمی کشیدم ! ولی یک دفعه بی خیالش شو ! اولش سخته ها ، ولی بعد عادی میشه ! هر چند که من دخترم و یک کم سوسول ولی الان بعد سه سال گاهی که یک نخ می کشم ، به سرفه هم میافتم!
بعدشم که چی ! تو این مملکت و فضاهای مزخرفش عالم و آدم اذیتت می کنن ، تو هم با این شرایطت خودت رو آزار بدی که چی آخه ؟
خوبه که به خودت فکر می کنی ها پیازچه !
نوامبر 11, 2007 در t 9:08 ق.ظ |
منم دیگه سیگار نمی کشم,جز امشب,فردا,فردای دیگر
نوامبر 11, 2007 در t 3:09 ب.ظ |
سلام
خداوند شما را بیامرزد
ما چند صد نفری را مثل شما رویت کردیم
که همگی میگفتند که ما میترکیم… میتونیم
ولی ما فکر میکنیم که دوستانمان خیلی زور بزنند میتوانند سر پا شاشیدن را ترک کنند
آنها هم ” اگر ” زور بزنند
ولی پیشنهاد میکنیم پیپ بکشید
باحال است D:
نوامبر 11, 2007 در t 7:29 ب.ظ |
سلام
هر وفت من اینترنت و نوشتن رو ترک کردم و مثل بچه ی آدم نشستم درس خوندم، تو هم سیگار رو ترک می کنی. تو دنیا مثل تو زیاده. . .
نوامبر 11, 2007 در t 7:33 ب.ظ |
مگه میشه بعد چایی سیگار نکشید و بعد سیگار چای نخورد ؟ فندک بزنم ؟
نوامبر 11, 2007 در t 7:52 ب.ظ |
امیدوارم اولین نفری باشی که خبر ترک سیگارت رو بعد از مدت ها می شنوم…!
اصولا تا به حال هر کسی رو که دیدم از این حرف میزنه، به واقع فقط حرف بوده…
تو عمل کن…!
نوامبر 11, 2007 در t 8:00 ب.ظ |
میشه براحتی ترکش کرد،اونقدر راحته که نگو و نپرس،بشرطی که بخوای.
سیگار رو از پاکتی 38 ریال شروع کردم و با پاکتی 12000 ریال برای همیشه از یاد بردم.
جداً یه پست بود یا در عین حال واقعیت!!؟
موفق تر باشی
نوامبر 11, 2007 در t 8:01 ب.ظ |
میشه براحتی ترکش کرد،اونقدر راحته که نگو و نپرس،بشرطی که بخوای.
سیگار رو از پاکتی 38 ریال شروع کردم و با پاکتی 12000 ریال برای همیشه از یاد بردم.
جداً یه پست بود یا در عین حال واقعیت!!؟
موفق تر باشی
نوامبر 12, 2007 در t 4:59 ب.ظ |
سلام هر كسي كه روش مناسب يا سايتي براي ترك سيگار داره معرفي كنه.
نوامبر 13, 2007 در t 1:09 ب.ظ |
با ما نکن چنین … آخه مگه این سیگار جز محبت چه بدی ای بهت کرده ؟ جز اینکه هر وقت خسته بودی کنارت بوده .. جز اینکه سوخت تا آرامش بگیری … جز اینکه خاموش شد تا تو روشن بشی … بی وفا نشو…
نوامبر 27, 2007 در t 11:10 ب.ظ |
سلام پرهام جان.من هم سر لج و لج بازی با خودم 2 سال پیش در بندر عباس شروع به کشیدن سیگار کردم.خودت بهتر میدو نی که اون سر گیچه توی اون رطوبت هوا چه فازی میده.اما حالا وقتی دیگه نمی تونم توی مسابقات شرکت کنم و به محض نشستن پشت فرمون قبل از بستن کمر بند فندک نقره ایم رو بر می دارم دلم واسه قدیمای خودم تنگ میشه.ممنون میشم اگر تجربیاتت رو در اختیارم بزاری.ایمیل من shadmehr854@yahoo.com منتظر جوابت هستم.در ضمن من اهل مشروب و سکس نیستم اما فکر می کنم بعد از اونها اگر نتونی دود نکشی پیپ پیشنهاد بدی نیست.
دسامبر 4, 2007 در t 9:43 ق.ظ |
enghadr bekesh ta be ga beri lashi ,