Lonely

loney.jpg

چقدر تنهام،

 تنها، تنها و تنها

چقدر محتاج شانه هایی هستم که با خیال راحت سر روش بذارم … یه گوشه میشینم و خودمم .. خودم و خودم و خودم

حتی کسی شک نمیکند به زنده یا مرده بودنم …

وجودم … روحم، جسمم …. محتاج و نیازمند است…. تنها محبت،

محتاج یک آغوش، یک نوازش بی ریا و لبخندی شاید و

و شاید هم دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز ….

هر چه میخواهد باشد فقط بی ریا باشد …

در تنهایی ام در حال پوسیدنم …

 با تلنگر بی حسابی، فرو خواهم پاچید ..

2 نظر to “Lonely”

  1. grayidea می گوید:

    پست قبليتو خوندم نفهميدم بالاخره ترك كردي يا نه ؟
    يعني الان پاك پاكي ؟

  2. gajamoo می گوید:

    چی بگم!!!؟
    تنهایی گاهی اوقات خیلی خوبه و بیشتر اوقات هم نه
    رو شونه هر کسی میشه سر رو گذاشت،اما اون هر کی،کی باشه!!؟
    موفق تر باشی

يك پاسخ برايش بگذاريد