دم کفتربازهایمان گرم …
یادم می آید جوانی هایم در یکی از واحد های دانشگاهی کشورعزیزمان مسئول فنی سایت دانشگاه ( بخش فن آوری اطلاعات) بودم … در آن زمان دانشگاه به آن بزرگی چنان وب سایتی داشت که آدم شرم میکرد نام دومینش را به یاد بسپارد …. قرار شد وب سایت دانشگاه رو که شامل چند دانشکده بود طراحی کنم … مدیر آی تی بهم گفت بابت این کار بهت پول نمیدیم اما تسهیلاتی برات در نظر میگیریم … با اینکه هیچ سودی برام نداشت و آن تسهیلاتشان باید تو سرشون میخورد قبول کردم و بسیار هیجان زده و خوشحال بودم که میتونم اون صفحات افتضاح و مایه آبرو ریزی رو عوض کنم …
هر پیشنهادی که میدادم میگفتنتد ولش کن ….
گفتم مشخصات اساتید در سایتمون باشه، هر کدوم یک پروفایل مجزا داشته باشند و ایمیل آدرسی بهشون اختصاص بدیم که دانشجویان بتونند باهاشون در تماس باشند. عکسشون رو در پروفایل بگذاریم، تحصیلاتشون رو و سوابقشون رو … واحدهای درسی که تدریس میکنند و مقالاتشون …. و تنها شنیدم آقا ولش کن …
کی میخواد عکس اساتید رو جمع کنه .. کی میخواد اطلاعات مورد نظرشون رو جمع آوری کنه …
شما همین کار خودتو بکن بره …
سایتی که بالا گذاشتمش و تو بالاترین لینکشو دیدم من رو یاد اون روزها انداخت …
واقعا دم کفتر بازا گرم … دمشون گرم با این اراده … دمشون گرم با این سلیقه …
درسته که سایتشون یه سایت معمولیه اما عشق و علاقه نگارنده مطالب خیلی جلب توجه میکنه …
اونایی که میگن بابا سایت میخوایم چیکار … باید این سایت رو گذاشت جلوشون و به ریششون خندید ..
برچسبها: سایت+اینترنت+ کبوتر
نوامبر 16, 2007 در t 12:04 ب.ظ |
دقيقا ، شايد سايتى كه راه انداختن از لحاظ طراحى خوش فرم نيست ولى اين كه دليل
اين كارشون و طرز فكرشون اينطورى بوده جاى تحسين داره دقيقا مثل همون سايت على
واكسيما.
نوامبر 16, 2007 در t 12:09 ب.ظ |
چیزهای ساده مینویسم
از دنیای کوچکم
میخواهی بخوانی شاید دنیایم بزرگتر شود
انقدر که جایی برای یک فنجوان چای داشته باشم
جایی که بتوانم چادر مادربزرگ را اویزان کنم و با صدای پدربزرگ از خواب صبح بیدارشوم
و شاید هم کمی شیطنت کنم در عالم بزرگسالی
نوامبر 16, 2007 در t 3:23 ب.ظ |
واقعا دمشان گرم …
با اجازه لينك مي دهيم
نوامبر 16, 2007 در t 3:23 ب.ظ |
[...] دم كفتربازهايمان گرم [...]
نوامبر 16, 2007 در t 9:45 ب.ظ |
آقا هيچي نگو باز خوبه رضايت دادن شما سايت رو طراحي كنيد ،دانشگاه ما جالبه رفتيم باهاشون صحبت كرديم(البته من نه دوستم)كه حاضريم سايت رو كامل براتون طراحي كنيم با امكانات انتخاب واحد توسط دانشجو و اعلام نتايج و چه ميدونم از اين چيزا ….اول كه گفتن بايد صحبت كنيم و بعدشم گفتن نه قيمت بالا و نميتونيم اين كار رو انجام بديم سه روز نشد رفتن براي كل كلاس هاي دانشگاه يه تلوزيون و يه دستگاه كامپيوتر و يه سري مخلفات خريدن !!!من موندم اينا حاضرن برن n تا كلاس رو با تلوزيون 800 هزار تومني تجهيز كنن كه شايد بعد از يكسال يكبار هم اين تلوزيون ها روشن نشده ولي حاضر نيستن يك دهم اون مبلغ رو واسه سايت افتضاحشون هزينه كنن….مشكل از جاي ديگه اي هست دوست من ضعف مديريت ،…بازي ،… .. ….. نميشه گفت…بيخيال
نوامبر 17, 2007 در t 2:03 ق.ظ |
دم ایشان هم چو دم شما گرم
نوامبر 17, 2007 در t 9:58 ق.ظ |
واقعا که…
من هم همان حرفهایی را که شیخ گفت می خواستم بزنم. حالا که ایشان گفته اند، تکرار نمی کنم.
نوامبر 18, 2007 در t 3:56 ب.ظ |
to yahoo mash yabidamet